روز اول-جمعه 14 اسفندمی نشینم و فکر می کنم که چطور می توانم از تصمیمی که گرفته منصرفش کنم.اول از همه باید درباره همه آنچه که شرایط را به اینجا رسانده توضیح بدم.خودکار و کاغذ و خطوطی که پشت سر هم سیاه می شود.باید منطقی باشم.دوست ندارم به سادگی او را از دست بدهم.باید همه سوء تفاهم های ذهنیش را برطرف کنم.فکر می کنم زمان ببرد اما ارزشش را دارد.دلم می خواست الان جلوی من نشسته بود و می توانستم تماشایش کنم.از فردا کارهای زیادی دارم برای اینکه بتوانم رضایتش را برای ماندن جلب کنم.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 9:58  توسط مرتضی ناعمه
|
همیشه اینجا برام ملاک سنجش میزان تنبلی یا بد حالی من بوده.اینجا با این همه غباری که روشو گرفته برای من پر از خاطره است.پر از روزایی که حرفایی رو که به کسی نمی تونستم بگم اینجا می نوشتم.حالا بعد از این همه اتفاقای ریز و درشت توی این سال گند و در این نیمه شب فقط نوشتم که دوباره نوشتن رو شروع کنم.درست در روزهایی که اگه حواسم جمع نباشه اتفاقی برام میفته که اصلا دوس ندارم.این روزا احساس تنهایی می کنم.یه عالمه کار رو زمین مونده دارم.دوس دارم هر چه زودتر این روزای نحس دست از سر من بردارن.خسته شدم و بریدم.فقط تلاش می کنم که جلوی اون اتفاق بد رو بگیرم.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 2:43  توسط مرتضی ناعمه
|
بیست و پنج تمام .این نیز بگذرد
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:44  توسط مرتضی ناعمه
|
درود بر امیر قلعه نوعی که به آنچه که استحقاقش را داشت رسید٬درود بر شرف مجید جلالی و شاگردانش و خوش به حال آرش برهانی که استقلال قهرمان شد.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 23:35  توسط مرتضی ناعمه
|
روزگار بامزه ای شده.محمد مایلی کهن که نماد تفکرات احمدی نژاد در حوزه ورزش محسوب می شود یک
کیسه حسابی به تن امیر قلعه نوعی کشیده است.ادبیات سخیف و کثیف مایلی کهن با واژه های فیلم مسعود ده نمکی باعث شد علی رغم انتقاداتی که به امیر قلعه نوعی وارد می دانم به حرمت نان و نمکی که چندباری با او خورده ام در یادداشتی به دفاع از او بپردازم.قرار بود یادداشت فردا صبح در استقلال جوان منتشر شود.نیم ساعت پیش امیر علوی تماس گرفت و گفت ارشاد دستور داده بی خیال مایلی شویم.صبح اگر حال داشتم مطلب را همین جا می گذارم.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 23:49  توسط مرتضی ناعمه
|
از صبح امروز منابع مستقل در فدراسیون فوتبال خبر برکناری علی دایی را اعلام کردند.در واقع از شب گذشته و پس از شکست دردناک مقابل عربستان انتطار می رفت که علی دایی از سمت خود استعفا دهد اما گویا عدم علاقه دایی به این کار موجب شد تا فشار افکار عمومی دایی را از کار برکنار کند.رفتاری که باز هم مانند انتخاب دایی رفتار احساسی بود.با دست خودمان دایی را سوزاندیم همان موقع که در بدترین زمان ممکن او را سرمربی تیم ملی کردیم٬چنان بلایی بر سر اسطوره فوتبال ایران آمد که خودش هم نفهمید از کجا خورد.دایی نه تنها چوب رفتار غلط خود را خورد بلکه تاوان تصمیمات ابتدایی٬بی فکر و عوام گرایانه مدیرانی را خورد که می خواستند از شنبه برای خودشان نردبان صعود بسازند.اما داستان پایان نپذیرفته انچه درباره جانشین دایی مطرح می شود خود خطری بزرگتر است٬حتی تامل درباره نام مایلی کهن خطرناک است.مربی که ۵سال پیش پرامیدترین تیم امید تاریخ ایران را به قهقرا برد.اما برخی از منابع از شانس بالای افشین قطبی برای نشستن بر روی نیمکت تیم ملی سخن می گویند٬اتفاقی که حداکثر تا صبح فردا نهایی خواهد شد.باید منتظر ماند و دید که چه کسی سکاندار هدایت تیم ملی در این برهه حساس خواهد بود.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 16:50  توسط مرتضی ناعمه
|
پرخاشگر شده ام٬به تمامی رویداد های پیرامونم به سرعت واکنش نشان می دهم٬خودم هم نمیفهمم چرا؟این حجم از عصبانیت برای من عجیب است برای من که اصولا خونسرد بودم.خب قاعدتا ترکش این اتفاقات نزدیکانم را بیشتر می گیرد و این برای من عذاب آورشده٬خیلی سعی کردم در سال جدید بتوانم آرامشم را بیشتر حفظ کنم٬شما هنگام عصبانیت برای کنترل خودتان چه می کنید؟!
+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:57  توسط مرتضی ناعمه
|
ناامید نمیشوم٬تمام نمیشوم٬من به امید زنده ام
+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:5  توسط مرتضی ناعمه
|
پایان حضور خاتمی در عرصه انتخابات با انتشار این بیانیه صورت پذیرفت.حدود ۷ماه تلاش همه جوانان عزیز در پویش و ستاد ۸۸ و البته گروه یاری با رفتار غیر اخلاقی میر حسین موسوی برباد رفت.هنوز در شوک به سر می برم.احتمالا باید با چند روز تفکر و مشورت با دوستان نسبت به اتخاذ تصمیم و رویکرد جدید در عرصه انتخابات تصمیم بگیریم.آنچه محرز است تاکید خاتمی بر اعتقادات قلبی اش است.بیش از این نمی توانم بنویسم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 1:34  توسط مرتضی ناعمه
|
هر رخدادی دو رو دارد.یک روی تمامی اتفاقی که برای همه ما رخ می دهد تجربیاتی گرانبهاست.جدایی یکی از این اتفاقات است٬اگر بتوانی از درسهایش خوب استفاده کنی شاید چند پله جلوتر بیفتی٬به شرط اینکه جا نزنی٬مقاوم باشی و بدانی که اخر دنیا نیست.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 21:15  توسط مرتضی ناعمه
|