تبليغاتX
همبستگی با دانشجویان دریند
دغدغه هایی که دارم
 مامان بزرگم دیگه نیست
دیروز ظهر مهربونترین مادربزرگ دنیا رو که چند سالی بود از زندگی فقط رنج می برد گذاشتیم زیر خروارها خاک کنار بابای عزیزم.امشب مادر و پسر کنار هم هستند.خدا هردوشون رو قرین رحمت کنه
|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در پنجشنبه سی ام خرداد 1387  |
 
روزهای سختی رو دارم پشت سر می ذارم!پر از انرژیهای منفی!!!به یه سفر احتیاج دارم اما انقدر از نظر کاری قول دادم که خودم نمی دونم چه کنم. کلی کار عقب مونده دارم.باید وضیعت دانشگاهم رو هم معلوم  کنم. این روزها همش دچار یه فوبیا شدم "سکته مغزی" همش احساس می کنم همین روزاس که مغزم منفجر بشه!!
|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387  |
 یک بیانیه
 

در ادامه روند تحدید آزادی بیان و آزادی عرصه اطلاع‌رسانی در كشور، متاسفانه در هفته‌های اخیر شاهد آن بودیم كه موج جدیدی از فیلترینگ، دامان وبلاگ‌های سیاسی و اجتماعی به خصوص وبلاگ‌های فعال در حوزه زنان كه دارای خط مشی منتقدانه و اصلاح‌طلب هستند را گرفته است و كمتر روزیست كه وبلاگی جدید به جرم مخالفت با گفتمان حاكم به محاق فیلتر فرو نرود.

 

این در شرایطی است كه وبلاگ‌های طرفدار دولت نهم و گفتمان حاكم به راحتی و با آزادی هرچه تمامتر به اشاعه و نشر دیدگاه‌های خود كه غالبا متضمن تهمت و افتراهای متعدد به نیروهای سیاسی و اجتماعی تحول‌خواه و دموكراسی‌طلب است، مشغولند.

 

بی‌شك، فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،‌اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.

 

ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

 

پ‌.ن: دوستان وبلاگ‌نویسی كه تمایل دارند امضایشان در پای این بیانیه درج شود، كامنت بگذارند و اطلاع دهند تا نامشان را اضافه كنم. ضمن اینكه از دوستان درخواست دارم تا برای انعكاس هرچه بیشتر این بیانیه، آن را در وبلاگ‌های خود درج كرده و لینك بدهند.

 

 

امضاكنندگان:

 

محمدرضا یزدان‌پناه - وبلاگ بوی خاك

 

آرش حسن‌نیا - وبلاگ هنوز

 

مژگان جمشیدی - وبلاگ دیده بان محیط زیست ایران

 

محمدجواد روح - وبلاگ صمیمانه تر

 

سارا معصومی - وبلاگ سبكباران

 

علی دهقان - وبلاگ هنوز

 

پیمان هوشمندزاده - وبلاگ چخوف منو ندیدی؟

 

مهران كرمی - نویسنده سابق وبلاگ بحر در كوزه

 

لیلی نیكونظر - وبلاگ لولیان

 

فرشاد قربانپور - نویسنده سابق وبلاگ زندان ابد

 

علی نقوی - وبلاگ گویای خموش

 

علی قلی‌پور - وبلاگ نوای بی‌نان

 

مهران فرجی - وبلاگ روز نو

 

امیرهادی انواری - وبلاگ نوشته‌های من

 

سینا انوری - persianone

 

حمیدرضا میرزاده - وبلاگ سرباز زمین

 

وبلاگ گندم (زیر گنبد كبود)

 

نوید عزیز - وبلاگ آسمان آبی و هوای تازه می‌خواهم

 

وبلاگ سیستم ظریف (متولد آذر)

 

|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در دوشنبه بیستم خرداد 1387  |
 تولدم مبارک
روزهای عجیبی روزای اردیبهشت!نه به خاطر اینکه تولدمه!!!مهم اینکه ازش انرژی زیادی میگیرم.تو تمام این سالها بهترین اتفاقات مالی-کاری و شخصی در اردیبهشت برام رخ داده!!!امروز 24سالگی رو به پایان رسوندم وارد سن عجیب 25سالگی خودم شدم!!شد یه ربع قرن!!پیر شدیم رفتها!!اما تولدم مبارک
|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387  |
 
اینکه نشستی به یه رفیق تازه سفر کرده فکر می کنی یهو یه اس ام اس با شماره اجق وجق بهت میرسه می بینی همون آدم از بیرون این مملکت واست فرستاده!اونوقت میتونی بهش زنگ بزنی کلی حال کنین با هم! من به این میگم معجزه

پی نوشت:

بزرگمهر

دوشنبه 16 اردیبهشت1387 ساعت: 16:13
بچه ها. از لطف تون ممنون ام. رفتن من از ایران به معنی رفتن از چلچراغ نیست. تازه شاید وقتم آزاد شه و بتونم بیشتر بنویسم
|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387  |
 خداحافظ رفیق
عصر امروز  بزرگمهر شرف الدین تو یه جمع از صمیمی از دوستانش در چلچراغ خداحافظی کرد.بزرگمهر همیشه از اون آدمایی بود که می تونستی بهش اعتماد کنی و هزش راهنمایی بگیری و اون حمایتت کنه!جای خالیش مطمئنا در چلچراغ احساس میشه!خداحافظ رفیق،خداحافظ سردبیر!

پی نوشت:رفقا بزرگمهر برای ادامه کار و زندگی لندن رو انتخاب کرد!! به همین سادگی!!

|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387  |
 اردیبهشت عزیز
در آستانه اردیبهشتیم.برای من اردیبهشت ماه دیگریست.به اردیبهشت و اردیبهشتیان احترام بگذارید!
|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در شنبه سی و یکم فروردین 1387  |
 آوارگي كوه و بيابانم آرزو ست
1 -استقلالي‌ها در تهران از پگاه گيلان قعر جدولي 4 گل دريافت كردند.

يكي از يكي زيباتر. همه قطعا مطمئن هستند كه برد اين بازي حق پگاه بود؛ چرا كه استقلال تيمي بود كه بازيكنانش قادر به رساندن 4 پاس سالم پي در پي به ياران خودي نبودند. در همين تيم بي‌برنامه، بي‌نظم، پرحاشيه و بدون ساختار است كه سرپرست تيم به خودش اجازه مي‌دهد شكست تيم را به پاي آسيب ديده سرمربي ربط دهد مخاطب رسما هالو محسوب می شود، آخر بازي هم آقاي مدير عامل براي همه شاخ و شانه‌ مي‌كشد جز براي آنهايي كه بايد بكشد. استاد فتح‌ا... زاده، اينكه بازيكنان شما از زدن يك بغل پاي ساده عاجز هستند چه ربطي به رسانه‌ها دارد، مردم در ايام عيد با ديدن «مرد هزار چهره» به اندازه كافي خنديده‌اند، شما بيشتر از اين ما را نخندانيد.
2 -آن طرف‌تر در اهواز آنچه كه بازيكنان پرسپوليس در برابر استقلال اهواز انجام دادند، بيشتر از فوتبال شبيه بدو بدوهاي كودكان قد و نيم قد در زمين مهدكودك بود. شاگردان مجيد جلالي تقريبا هر كاري خواستند با پرسپوليس در زمين فوتبال انجام دادند. اما در پرسپوليس برخلاف استقلال دلمان به حال سرمربي باشعور و با شخصيتش مي‌سوزه كه در خيال خام خود فكر مي‌كرد در اين فوتبال بي سروته همه چيز در سر جاي خودش قرار دارد و نمي‌دانست در اين فوتبال از اين ستاره‌هاي كاغذي فراوانند كه غوره نشده، خودشان را مويز مي‌دانند و مي‌توانند دل سرمربي را بشكنند. قطبي به درد اين فوتبال نمي‌خورد، چون نمي‌تواند مثل خيلي ديگر از مربيان دهانش را باز كند و هر چه مي‌خواهد نثار نزديكان بازيكن كند.
3 - اين استقلال و پرسپوليس را تقريبا مي‌توان گل گرفت، تيم‌هايي كه سابق بر اين اگر مشكلات مالي فراوان داشتند، حداقل گاهي اوقات به نتيجه گرفتنشان و حضورشان در رقابت‌هاي آسيايي دلخوش بوديم، ناسلامتي اينها سوگلي‌هاي فوتبال و مردمي بودند كه بعد از جنگ تنها دلخوشي‌شان همين فوتبال بود. اما حال تقريبا چند سالي مي‌شود كه عادت كرده‌ايم به جاي پرسپوليس و استقلال، سپاهان، پاس، صباباتري، فولاد و سايپا را در آسيا ببينيم، گويا بايد دنبال سوگلي‌هاي جديدي باشيم.
4 - ديروز هم پگاه گيلان و هم استقلال اهواز (به خصوص اين دومي) باز هم ثابت كردند كه فوتبال در دوره جديد كاملا بر مبناي كارگروهي است و فقط گهگاهي نبوغ فوق ستاره‌ها به درد باز كردن گره‌هاي كار مي‌خورد الحمدا... كه در اين فوتبال فوق‌ستاره‌اي نداريم.
5 - اين يكي، دو روز هم مي‌گذرد و ستاره‌هاي كاغذي فوتبال بي‌خيال تمام اين حرف‌ها به تكرار رفتارهاي خود مي‌پردازند، بدون اينكه به اشك هواداران خود فكر كنند يا به اين كاغذ سياه كردن‌هاي ما و باز هم ما مي‌مانيم و فوتبال و مردمي كه تنها دلخوشي‌شان همين ستاره‌هاي پولكي هستند.
6 - اما اگر استقلال اينگونه تحقير شدن را مديون برنامه‌ريزي غلط و سياست‌هاي بي‌ربط مديرانش است، در خانه همسايه؛ يعني پرسپوليس مماشات هميشگي با ستاره‌ها و ريش‌سفيدي باعث به خاك سياه نشستن اين تيم شده است.
7 - با اين فوتبال و اين مديريت و اين بازيكنان بايد گفت كه آوارگي كوه و بيابانم آرزوست.
8 - افسوس آخر هم براي اين است كه در پرسپوليس كه عنوان يكي از دو باشگاه بزرگ پايتخت را يدك مي‌كشد، در حالي كه هنوز هيات‌مديره و مديرعامل حرفي نزده‌اند، ليدرها به خودشان اجازه مي‌دهند كه قطبي را تهديد به اخراج كنند. افسوس و واويلا بر اين فوتبال.

|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387  |
 لعنت به این فوتبال و ستاره های کاغذیش!

در هياهوي انتخاب «علي دايي» به عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال، خبر شوخي بچه‌گانه شيث رضايي كه موجب اخلال و وحشت در پرواز تهران - شيراز شد، گم شد.

متاسفانه در اين فوتبال، تزريق بي‌رويه پول باعث به وجودآمدن يك شبه شهرت و ثروت براي افرادي شده كه متاسفانه ظرفيت لازم را براي درك موقعيت خود ندارند. البته اين وسط فقط اين ستاره‌هاي پوشالي مقصر نيستند، آنها هم مسووليت بخشي از تقصيرات را به عهده دارند، آن مديراني كه در هر ساعتي از روز و شب و نيمه‌شب براي سرپوش گذاشتن به مسائل اخلاقي ستاره‌هاي خود به اين و آن مقام مسوول زنگ مي‌زنند كه آقاي فلاني را لطفا آزاد كنيد، انگار نه انگار آقاي فلاني هم يكي است مثل همه ما، آنها هم مقصرند.
در كنار آنها ما هم مقصريم، خود ما رسانه‌ها را مي‌گويم كه بر هم داستان اخلاقي و غيراخلاقي اين ستاره‌هاي پولكي سرپوش گذاشتيم. سر و ته داستان را با م.خ، م.م، آ.ب و ... هم آورديم و نگذاشتيم تشت رسوايي اين حضرات از بالاي بام بر زمين بريزد. شيث رضايي حتما نمي‌داند كه در بهترين شرايط و در صورت اثبات عدم سوءنيت، قانون‌گذار مي‌تواند بين 6 ماه تا 2 سال حبس براي او در نظر بگيرد و آن وقت است كه شيث رضايي عمر ورزشي خود را به پايان مي‌رساند و مي‌رود كنار دست م.خ‌ها و پ.ب‌ها كه همگي از نظر فوتبالي يك سروگردن از او بالاتر بودند. فوتبال ما (شامل تمام اجزايش مثل فدراسيون، مربيان، مديران، بازيكنان و البته رسانه‌ها) يك بار براي هميشه بايد تكليف خود را با ماست مالي كردن‌ها و سرپوش گذاشتن روي مشكلات اين چنيني به اصطلاح ستاره‌هايش مشخص كند، مثل همه جاي دنيا كه به ستاره‌هاي بزرگ‌تر از شيث رضايي هم رحم نمي‌كنند، اگر بتوانيم شيث را ستاره بدانيم. بايد با خودمان رو راست باشيم اگر در انگليس گاسكوئين را به زندان مي‌برند، در كره لي وون‌جائه را براي هميشه از تيم ملي كنار مي‌گذارند و در آلمان لوتار ماتئوس به خاطر زندگي نابسامانش محبوبيت چنداني ندارد به اين دليل است كه ما شعار اخلاق مي‌دهيم و آنها به اخلاق پايبندند. حالا بايد منتظر ماند و ديد كه سرنوشت شيث به كجا مي‌رسد، آيا او دوباره روي چمن سبز خواهد بود يا جايي ديگر.

 

لینک مطلب در سایت روزنامه دنیای اقتصاد



|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386  |
 شیث رضایی فوتبالیست هواپیما ربا
خبر فوری

"شیث رضایی" بازیکن  تیم فوتبال پیروزی ساعاتی پیش در فرودگاه شیراز به اتهام هواپیما ربایی بازداشت شد!

شیث به قصد شوخی  وارد کابین خلبان شده گفته هواپیما رو تصرف کردیم.بلافاصله توسط حراست هواپیما بازداشت میشه و در فرودگاه شیراز به مقامات امنیتی تحویل میشه!تلاشهای کاشانی هم تا این لحظه برای آزادی وی نتیجه نداشته!!!

|+| نوشته شده توسط مرتضی ناعمه در شنبه یازدهم اسفند 1386  |
 
 
بالا