نوشتن خبرش هم سخت است. نميدانم خبرنگار فارس وقتي خبرش را مينوشته چند بار گريه كرده يا چند بار كاغذي را خطخطي كرده است؟
يكي از استادان روزنامهنگاري هميشه در كلاسهايش ميگويد: «تيتر بايد تير آهني باشد» و چه تيتري براي ما، براي رفقايمان و براي آنهايي كه خطخطيهاي ما را ميخوانند تير آهنيتر از اين: «بنياد شهيد هنوز شهادت خبرنگاران را نپذيرفته است» نميدانم مسوولان بنياد شهيد مخاطب ما هستند يا خير؟
يا اصلا چه اهميتي دارد كه باشند يا خير، مهم جان عزيز عزيزاني بود كه از دست رفت، حالا من و تو بگوييم شهيد آنها بگويند جان باخته.مهم اين است كه حالا مسعود جان نثاري در بهشت شهداي اصفهان نيست چرا كه بنياد شهيد اصفهان با اين امر مخالفت كرده است.
كاري به اين ندارم قانون مصوب ارتش به صراحت درباره شهادت ميگويد: «تمامي كشتهشدگان در مراحل انتقال قبل، حين و پس از رزمايش نظامي شهيد محسوب ميشوند.»
من ميگويم چه فرقي بين دوست و همكار من با سرباز وظيفه جوان بغل دستيش است، اين هم رفته، آن هم ديگر نيست و اين تقدير هر دو بود حالا چه بگوييم شهيد چه بگوييم جان باخته، مهم جان عزيز عزيزاني بود كه ديگر در ميان ما نيستند.
مهم دوقلوهاي سه ساله عليرضا برادران هستند كه ديگر سايه پدر بالاي سرشان نيست.مهم دختر 8ساله ساجدي است و... حالا ما بگوييم شهيد شما بگوييد جان باخته. كه اگر شهيد هم بگوييد شايد چيزي از داغ ما كم نكند.
۲-منوچهر نوذری هم به سوی آسمان پر کشید.سومین هنرمند در سومین هفته!!!!!!! آیا ما نفرین شده ایم؟
۳-دیروز دو دختر دانشجو ربوده شدند که البته در آخرین ساعات شب آزاد شدند.
۴-احمدی نژاد رفته زیارت عکساشو ببینید.ضمنا چون عضویت در شورا شغل نیست لابد آقای چمران هم تشریف بردند.(رجوع به عکس آخر)
۵-شدیدا با پیشنهاد پرستو موافقم بابا کی میخواین یکدست بشیم برای اعتراض!!!
۱-تو این چند روز که نبودم اتفاقات زیادی افتاده البته بگم من که نوشتم اینجا تعطیله به خاطر کار جدیدم بود و درگیریهای دیگر...
۲-بعد از نزدیک یک سال از هفته گذشته با تماس مدیران روزنامه دنیای اقتصاد مسئولیت صفحه آخر روزنامه رو به عهده گرفتم.
۳-فکر کنم دوستان عزیز دانشگاه تهرانی در برخورد با عمیدی زنجانی رئیس جدیدشون تند روی کردن و این قضیه احتمالا محدودیت هایی رو براشون داشته باشه.
۳-خدا منوچهر آتشی و مرتضی ممیز رو هم بیامرزه.
۴-از امروز دوباره دبرو که رفتیم.
