تبليغاتX
نسل نو

نسل نو

می نویسم برای ثبت در جایی!!

قرار بود  سال تموم نشده از بروبچ بنویسم اما به علت سفر این مکان تا ۶ فروردین تعطیل است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 14:17  توسط مرتضی ناعمه  | 

بالاخره اکبر گنجی آزاد شد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:12  توسط مرتضی ناعمه  | 

هر چقدر که فکر میکنم بیشتر خندم  می گیره آقایونی که تا دیروز  دم از عزت ملی می زدن حالا مذاکره با ایالات متحده رو قبول کردن.البته فکر نکنین من  با این قضیه مشکل دارم .من نه تنها مشکلی ندارم بلکه معتقدم مذاکره با آمریکا از ۱۰۰۰ بار مذاکره با امثال روسیه بهتره. حالا باید دید مخالفین و احقمهای این مذاکره در ایران و آمریکا چه کسانی هستند.فعلا که بی بی سی بدجوری داره خرص می خوره.راستی یه نکته رو بگم اونم اینکه آمریکایی ها هم تاکید دارند که این مذاکرات فقط مربوط به بحران عراق است.اما می توان انجام این مذاکرات را ادای دین خاندان حکیم به جمهوری اسلامی ایران دانست. راستی فکر می کنم این خبر رو جلسه امشب شورای امنیت تاثیر بذاره.باید منتظر بمونیم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 9:53  توسط مرتضی ناعمه  | 

امروز ۵شنبه آخر ساله و زیارت اهل قبور ثواب بسیار داره.منم تا ۳ ساعت دیگه میرم بهشت زهرا سر خاک بابام.پدر نعمتیه که تا داریم قدرشو نمی دونیم وقتی میره می فهمیم چی بوده گرچه من و بابام خیلی با هم نزدیک بودیم.هر موقع که بهشت زهرا میرم دلم باز میشه معنی دقیقتر اینه که وقتایی که دلم می گیره حتما میرم بهشت زهرا تنها بدون اینکه کسی بدونه.خلاصه ۵شنبه آخر سال و بهتره هممون برای آمرزش اهل قبور دسته جمعی  فاتحه بخونیم.فاتحه مع الصلوات.

 

پی نوشت:امروز می خواستم  از سحر شقاقی  و شلوغ ترین خبرنگار دنیای اقتصاد بنویسم اما حس بهشت زهرا داشتم.می دونم که این دو نفر هم که سه روز منتظر دیدن اسمشون تو وبلاگمن ناراحت میشن اما چه کنیم شرمنده دوستان.

آخر التحریر: سال تموم نشده اینجا از داداشم وتنبل بزرگ وبلاگستان و خواهر زن نازنین و یکی از کولیان  خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 2:59  توسط مرتضی ناعمه  | 

بین روزنامه نگارا معمول هر چیبه آخر سال نزدیک میشن تقریبا یه بار سال رو مرور می کنن.امروز   هوس کردم رفقام رو مرور کنم.دوستای عزیز دنیای اقتصاد رو.

۱- حاج محمد طاهری  مدیر کل وبلاگهای دنیای اقتصاد. بدون هیچ نسبتی با برادارن مداح طاهری.از روزنامه نگران برجسته اقتصادی تو بگو جزو ۵ تای اول.بسیار پر حوصله و البته نکته سنج.باعث و بانی ساخت القاب برای همه بچه ها.با تمام این اوصاف خدا از بزرگی کمش نکنه.بزن زنگو.

۲-لابی it در ایران.عزیز دلم شهرام شریف.اون وقتی که ما تازه در روزنامه نوروز خدا بیامرز شاگردی می کردن همین استاد شریف اونجا حکومتی داشتن البته با یک عدد سبیل اضافه که الان ندارن.اما از شوخی گذشته شهرام از اون دست آدمایی که به کارش تسلط کامل داره و البته همیشه نسبت به من لطف داره و البته اصلا آدم بد قولی نیست.

بقیه بمونن فدا توصیفشون کنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 23:55  توسط مرتضی ناعمه  | 

بازی هم که مساوی شد  من نمیدونم این چه وضعه بازیه. خیلی سرده.

اینم از شاهکار آخر بازی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 17:36  توسط مرتضی ناعمه  | 

فردا حساسترین بازی لیگ برگزار میشه دیداری که یه طرفش استقلال محبوب منه و طرف دیگر پرسپولیس محبوب فاطمه ام اخب ما دوتا موقع بازی پیش هم نیستیم.من که روزنامم اونم خونه. فردا تو روزنامه من و ممد یه طرفیم و پت و مت یه طرف به عنوان پرسپولیسی های چیز فهم که البته هنوز نمی دونن فوتبالو با پا بازی می کنن.بهر حال آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است. امیدوارم رفقا فردا آبروداری کنن.بهر حال از الان به جمیع قرمزها تسلیت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 20:50  توسط مرتضی ناعمه  | 

بالاخره اتفاق افتاد. شورای امنیت هفته دیگه برای پرونده هسته ای جلسه میذاره.البته فارس نوشته که پرونده سه شنبه بررسی میشه.اما عجب رویی داره این یارو.بوش هم گفته بازی هسته ای ایران تمام شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 18:45  توسط مرتضی ناعمه  | 

محمود احمدي‌نژاد  امروز عصر به طور سر زده به اردوی تیم ملی رفت و از نزیک با بازیکنان و مربیان دیدار کرد و با انان به تمرین پرداخت. لینک اخبار خبر گزاری ها رو ببینید.خداییش از این کارش خوشم اومدآدم باید منصف باشه.

۱-خبر ایسنا 

۲-گزارش تصویری 1 ایسنا - گزارش تصویری 2ایسنا -گزارش تصویری 3 ایسنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 23:46  توسط مرتضی ناعمه  | 

بعضی وقتا آدم دچار یه حسای نوستالژیکی میشه.حسهایی که مطمئنه که دست نیافتنیست. الان داشت به اوایل چلچراغ فکر می کردم و اینکه جمع کوچک و نوپای ما چه زیبا بود چه دوست داشتنی با هم کار  می کرد.روزایی که به هم سوژه می دادیم از هم کمک می گرفتیم.میدانم چرا آن جمع به هم خورد اما ترجیح می دهم که خود را به نداستن بزنم چرا که گاهی وقتها دانستن برخی مسائل عذابت می دهد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 23:53  توسط مرتضی ناعمه  | 

سال ۸۴ داره به روزای آخر عمرش نزدیک میشه.امسال به نظرم خیلی زود گذشت البته خوشحالم که زود گذشت.چون سالی که نکو بود از بهارش پیدا بود. امسال کلی آدم حسابی تو سوانح هوایی  از دست رفتن .کلی مدیر با سواد در مسائل فرا زمینی بعد از انتخابات.نمی دونم امسال عید وقتی خاتمی نیست چقدر حساس میشیم برا شنیدن پیام نوروزی رئیس جمهور اما هر چی هست قطعا یاد خاتمی میفتیم.راستشو بخواین برای من از لحاظ شخصی در مواردی سال خوبی بود.بهر حال مهمترین اتفاق عمرم امسال رخ داد اما اگه یه سری اتفاقا نمی افتاد بهتر می شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 0:20  توسط مرتضی ناعمه  |