پ.ن:شهرام جان یکی طلب من!
۲-دیروز ظهر روزنامه بودم که جعفر پناهی تماس گرفت .گویا هنوز آفساید مجوز نمایش نگرفته و اون خیلی نگران بود.پناهی از اون دسته آدمای راحت و بی ادعایی که خوب ارتباط برقرار می کنه.پناهی می گفت اگر تو این مدت که تا جام جهانی مونده فیلم اکران نشه بعدش اثرش رو از دست میده.
۳-این هانیه خانوم چند وقتیه که شروع کرده به نوشتن در منزل شخصیش.نوشته های هانیه به اسم رنگ خدا همیشه برام جذابیت داشت. هانیه هنوز هم حس رنگ خدا رو داره.نوشته های هانیه مربوط میشه به همون دوران نوستالژیک چلچراغ.راستی هانیه میسسسسسییییییییییییییی!
1-خاطره وطن خواه اسطوره سکوت!!!!!! شش ساعت هم یه جا باشه صداش در نمیاد که .فقط و فقط فریاد میزنه.آدمی که بالاخره تونست فقر و بیچارگی رو از نزدیک مزمزه کنه.می دونم الانم میاد یه کامنت میذاره که" بی مزه سلام به اون باجناق کچلت هم سلام برسون".راستی یادم رفت بگم تو این مدت هر روز منو بیچاره کرده بود که چی شد قرار بود راجع به من بنویسی.
۲-سحر شقاقی که به نظرم اگه تو هر روزنامه ای همکار هر کی بشه عمراآدم دلش نیاد روزنامه رو بپیچونه.بس که این آدم مهربونه.هی میاد از سر میز ما خوراکی ها رو کش میره هی میخوره.ایضا ایشون هم مرتب پیگیر وضعیت نوشتنم دربارشون بودن.
۳-الپر رو من خوب می شناسم یکی از پر ایده ترین جوونای نسل سومی.آهان یکی از بنیانگذاران همین نسل.رفیق فابریک ابوذر. آقا راستی از برادر سبحانی چه خبر؟
