تبليغاتX
نسل نو

نسل نو

می نویسم برای ثبت در جایی!!

۱-چند روزیه که ننوشتم.نه اینکه وقت نداشته باشم.اتفاقا داشتم خوبشم داشتم.بارها هم وارد محیط مدیریت وبلاگم شدم اما حوصلم نیومداتفاقات زیادی هم این وسط افتاد.احمدی نژاد به بوش نامه داد و فکر کرد پیغمبره و بوش رو به توحید دعوت کرد.

۲-نمایشگاه کتاب و مطبوعات هم برگزار شد که البته چنگی به دل نزد.این روزا درگیر پروژه بدرقه تیم ملی هستم.البته اگه دوستان فدراسیون فوتبال یه خورده بجنبن.اگه ایده ای چیزی دارین حتما خبر بدین.

۳-حدود ۱ هفته ای میشه که به علت برخی مسائل و مشکلات و البته دلزدگی و عدم انگیزه از دنیای اقتصاد جدا شدم.خیلی دوستانه و در کمال رفاقت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:56  توسط مرتضی ناعمه  | 

تو این چند وقته حس خوبی به چلچراغ نداشتم اما این نوشته سربی حالمو عوض کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:46  توسط مرتضی ناعمه  | 

تا چند وقت دیگه با این اراذل و اوباش سه تایی میریم یه جای جدید .جایی برای هر سه تامون.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 16:22  توسط مرتضی ناعمه  | 

من مطمئن بودم که این ماجرا به زودی حل میشه.فکر کنم من از معدود دوستای مشترکشون بودم که تو این روزا با الپر در تماس بودم.بهر حال از اینکه متوجه اشتباه شد خوشحالم.تنها فایده این قضیه بالا رفتن هیت کیهان و بازتاب بود.امیدوارم  دو طرف در یک فضای آروم بتونن تبادل نظر کنن.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 15:27  توسط مرتضی ناعمه  | 

اینقدر این دو سه روز درگیر بودم که یادم رفته قهرمانی پسرای آبی رو تبریک بگم.تبریک به خسروی عزیز به محمد طاهری و تسلیت شدید به اراذل و اوباشی مثل پت و مت. واقعا این قهرمانی بعد از سه سال خیلی لذت داشت.راستی من اطلاعات عمومیم ضعیفه پرسپولیس چندم جدوله؟مربیش میگن هلندیه؟

                                                             

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 18:13  توسط مرتضی ناعمه  | 

به هیچ وجه از راه افتادن این ماجرا توسط الپر  خوشحال نیستم.یعنی از اون اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم.هم الپر و هم علی افشاری از دوستان من هستند و من معتقد با وجود اختلاف دیدگاهها هر دو به شکل گیری دموکراسی در ایران فکر می کنند اما با دو تاکتیک متفاوت و البته معتقدم باید همدیگر رو نقد کنیم اما فقط نقد و نه حضور در حریم حصوصی.من نه با حرفهای الپر درباره زندگی خصوصی علی موافقم و نه با کامنتهایی که در وبلاگ الپر به مسائل خصوصی اون می پردازن .به هیچ وجه نمی خواستم وارد این داستانن بشم .اگرچه یه دوست نا شناسی تمام تلاشش رو برای ورود من به این ماجرا کرد.فقط وفقط از هر دوتای این دوستانم می خوام که یه ذره به اون هدف مشترک فکر کنن.فقط وفقط همین.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 19:18  توسط مرتضی ناعمه  |