تبليغاتX
نسل نو

نسل نو

می نویسم برای ثبت در جایی!!

۲۵خرداد ۸۴-بلوار دریای سعادت آباد-ستاد هنرمندان و روزنامه نگاران جوان حامی دکتر معین

من هستم .امیر ژوله هم هست.باران کوثری و پگاه آهنگرانی هم هستند.محمد و نیمای عصیان و کاوه هم نشسته اند.ایمان طلوع و دو تا دکترا(ایمان و مهرشاد )هم هستند.سپیده حاجی و پویا  با جوانه و هانا و فاطمه هم هستند.اون یکی پویا با سیامک رونیز اصلاحات و شروان و شروین هم هستند.علی غوله هم هست.وای خدا ریحانه و  محبوبه و لیلی و نگار هم بودند.سامی و محمد و علی کوچیکه و صالح و هادی حیدری و علی و عارفه هم بودند.  درنا و صبا هم.اگه کسی از قلم افتاد ببخشه.بودند و نشسته بودیم خوشحال بودیم از یک تلاش جمعی لذت بخش.بدون امکانات بقیه ستادها.با ساندویچ های هایدای میدون کاج.یادش بخیر نه شهردار نه سردار فقط معین بیدارها .یادش بخیر میدون شهرک.یادش بخیر ۲۸خرداد صبح پله های کاشی ۱۲۵ ویلا.معین رای نیاورد اما ما موفق بودیم.چرا که این جمع بعد از یک سال هنوز پابرجاست و چون هنوز به اصالحات اعتقاد دارند.بچه ها گوش کنیدن صدایی می گوید"ما ثابت کردیم که اصلاحات در ایم مملکت زنده است" یادش بخیر تا ساعت ۷ صبح ۲۶خرداد تبلیغ کردن و یادش بخیر ۱۰ روز بی خوابی.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 13:21  توسط مرتضی ناعمه  | 

تمام!این تنها واژه ای است که اینک به ذهن من می رسد.از امروز تا ۴سال دیگر باید رد حسرت جام جهانی و بازی در آن بسوزیم.این پایان آروزهای یک ملت بود ملتی که به شادی و نشاط نیاز داشت امروز مملو از تحقیر و افسردگیست!حالا برویم کمیته تحقیق علل شکست تشکیل دهیم.برویم شیشه های مغازه  علی دایی را پایین بیاورم.چه دردی درمان می شود.فونبال ما به رئیس فدراسیون لات مسلکش مربی ترسو و بازیکنان مغرورش باخت.به قول عادل فردوسی پور خداحافظ جام جهانی و خداحافظ برانکو ایوانکوویچ.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 12:32  توسط مرتضی ناعمه  | 

امروز شنبه ۲۷ خرداد و حدود ۳ساعت دیگه شهر فرانکفورت آلمان میزبان  بازی ایران و پرتغال.از جام جهانی ننوشتم چون دوست نداشتم لذتشو با کس دیگه ای تقسیم کنم.اما امروز نتونستم دلهره و اضطرابمو تقسیم نکنم.امروز آخرین شانس ما برای باقی موندن در بازیها است.نمی گم می بریم.چون در حالت عادی ما ۲۰سال از پرتغال توفوتبال عقبیم.دوست دارم امروز آخر بازی ببینم فیگو و رونالدو و دکو زانوی غم بغل کردن.دوست دارم علی دایی گل بزنه.آرزومه کریمی تکنیک نابشو به همه نشون بده و مهدوی کیا و هاشمیان ثابت کنن بیخود نیست که در بوندس لیگا هستن!راستی امروز ابراهیم میرزاپور آخرین فرصتشو برای نگه داشتن پیراهن شماره ۱ باید حفظ کنه!

پی نوشت:اگر ایران امروز ببازد منتظر مصاحبه ای تند بازیکنان تیم ملی علیه برانکو و دایی باشید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 12:59  توسط مرتضی ناعمه  | 

وای.دیروز روز خشونت بود.دیروز میدان هفت تیر شاهد حرکان خشن زنان بود.اما نه زنا ن معترض که زنان پلیس!دیروز میدان هفت تیر میدان دلهره بود و آشوب.دیروز زنان پلیس نشان دادند که کم از مردانش ندارند.دیروز زدند و بردند و قدرتشان رابه رخ کشیدند.دیروز فرمانده پلیس زن قطعا پیش ارشدش سربلند بود که اینچنین بزن بهدرهایی تربیت کرده.واقعا دست مریزاد!

 ۱-عکسای آرش که فوق العاده اس! 

۲-سردرد از توهم دموکراسی!

۳-رفقا هم مقصرند!

۴-لولی در میدان هفت تیر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 13:42  توسط مرتضی ناعمه  | 

عصر امروز در ميدان ۷تير تجمعي براي حمايت از حقوق زنان بر پا شد كه پس از دقايقي به آشوب توسط نيروي انتظامي  و برخورد تند با تجمع كنندگان انجاميد.تا كنون حدود ۴۰نفر بازداشت و جمعيت با ضربه هاي باتوم پراكنده شده است!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 17:39  توسط مرتضی ناعمه  | 

اول خيلي عصباني بودم اما كم كم دارم فكر مي كنم نيمه پر ليوان را نگاه كنيم بهتره.اون بازي رويايي نيمه اول با مكزيك رو مي گم.به نظرم فعلا شمشير ها رو غلاف كنيم و اميد وار باشيم.فوتبال پر از حادثه هاي خوب و بد شايد يكي از روزهاي خوبش سراغ ما اومد.فعلا دوتا بازي مونده.

پي نوشت:امروز صبح تعداد زيادي ناصر احمد پور در تمام روزنامه ها تكثير شده بود.در ضمن گزارش عادل فردوسي پور و تيكه هايش رو اعصاب بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 13:13  توسط مرتضی ناعمه  | 

فوتبال.این تنها انگیزه ای که می تونه آدم تنبلی مثل منو وادار به وبلاگ نویسی کنه.حال و هوای شهر امروز صبح عوض شده.همه به بازی امروز فکر می کنن و برای بعدش برنامه می ریزن.امیدواری در همه موج می زنه.همه میگن برد یا تهش مساوی.شکست در ذهن این مردم جایی نداره.احساس من میگه امروز یه روزیه مثل ۸آذر یا ۱۸ خرداد.ما می تونیم از پس مکزیک بر بیایم به شرط اینکه جوزده نشیم و منطقی با توپ ور بریم.قرارمون ساعت ۱۰ کنار فریاد زدن.خدایا مردم ما به این شادیها شدیدا محتاجند.

پی نوشت:در ضمن گویا وزارت محترم کشور طی دستورالعملی به مخابرات و سپاه خواستار اختلال در شبکه های موبایل ۱ساعت قبل ار بازی تا ۱ ساعت بعد از آن شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 11:0  توسط مرتضی ناعمه  | 

فوق العاده است.این آلبوم  آخرین غزل رومی رو می گم.موسیقیش کار پدرام درخشانی و خوانندش محسن دایی نبی.تهیه کننده هم مرکز موسیقی حوزه هنری .کارو از دست ندید.انرژی فوق العاده ای بهتون می ده.از من گفتن بود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 20:17  توسط مرتضی ناعمه  | 

این روزهای مانا نیستانی دوست داشتنی در اوین است.آن هم به خاطر یک اشتباه سهوی.

من خودم اصالتا آذری زبانم اما با شناختی که  از مانا دارم میدانم که اون به هیچ وجه قصدی برای توهین به هموطنانش نداشته.روزنامه نگاری شغل پر فشاری است و همین فشار کاری می تواند  باعث بروز اشتباه و خطا در کار شود. انتظار من از دوستان روزنامه نگار آذری زبان این است که با سفر به شهرهای آشوب زده مسئله را بطور کامل برای عامه مردم روشن کنند.نگذاریم که این برخورد راه برخوردهای بعدی را برای دولت مهرورز باز کند.

برای آزادی مانا

پی نوشت:از اساتید روزنامه نگاری ایران در دفاع از روزنامه نگاری خبری نیست.دوستان تولد دکتر شکرخواه مبارک.اساتید گرامی بخوابید.گاهی خوابیدن از بیدار بودن بهتر است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 17:37  توسط مرتضی ناعمه  |