رفتاری که این روزها "امیر قلعه نوعی" سرمربی تیم ملی پس از حذف تیم ملی از رقابتهای جام ملتهای آسیا در برخورد با کارشناسان و رسانه ها در پیش گرفته متاثر از نگاهی است که در دولت نهم آغاز شده است .
قلعه نوعی که به واسطه نوع ادبیاتش و نحوه عملکردش بسیاری او را با علی پروین مقایسه می کنند به خوبی از روسای خودش آموخته که برای بقا باید حذفی نگاه کرد و همه اشکالات را به قبل موکول کرد. به همین دلیل است که در یک برنامه ورزشی حضور صفای فراهانی در فوتبال باعث ذلیل شدن فوتبال ملی می داند حال آنکه همگان می دانند اگر فراهانی نبود هنوز باید دوران تعلیق را سپری می کردیم و خبری از حضور در جام ملتهای آسیا نبود.
سرمربی تیم ملی که به شدت از سوی رسانه های مرتبط با اصولگرایان حمایت می شود به خوبی آموخته در این دوران اگر هم اشتباه کنی نیاز به استعفا نیست چون به مردم که بدهکار نیستی! البته اعتراف به اشتباه قلعه نوعی خود گامی به پیش از سوی اوست که وزیر ارشاد دولت نهم در تحریریه یک روزنامه ورزشی تاکید کرده باید از او حمایت شود و قلعه نوعی به خاطر تشکر از این محبت ها خیلی راحت دولت خاتمی و مجلس ششم را به خاطر حمایت از فراهانی زیر سئوال می برد .کاری که اگر درباره دولت نهم و مجلس هفتم انجام دهد ساعتی بیشتر بر جایگاهش نخواهد ماند.
قلعه نوعی احتمالا روزهای حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا را که جزو شاهکارهای دورانی است که رئیس جمهور آن را دوران "پرافتخار " ورزش ایران می داند فراموش نکرده روزهایی که به واسطه این و آن از خاتمی می خواست که به صفایی بگوید برای استقلال کاری انجام دهد.همین صفایی که با آمدنش فوتبال ملی ذلیل شد!
این روزها همه یاد گرفته اند کجا و کی باید به قبلیها حمله کنند تا جایگاهشان را مخفوظ بدارند اما نمی دانند که دوران قدرت کوتاه است و آنچه می ماند عزت است.امیر قلعه نوعی می توانست مربی بزرگی شود و محبوب هم بماند اما نخواست یا نتوانست چون برای او که دم از معرفت فوتبالی می زند نگه داشتن صندلی اول تیم ملی از نان شب هم واجبتر است.
پی نوشت:این یادداشت رو برای نوروز نوشته بودم!
