الان دقیقا ۱۰سال و ۴ماه و ۱۸ روز که این حس گناه و عذاب وجدان بامنه!! ۱۰ سال و ۴ ماه و ۱۸ روز که خیلی وقتها در همون ساعت لعنتی از خواب بیدار میشم و میخکوب دیوار میشم! ۱۰سال و ۴ماه و ۱۸ روز میشه که دارم مدام خودم رو سرزنش می کنم،۱۰سال و ۴ماه و ۱۸روز که از خودم می پرسم چرا در اون لحظه دوباره خوابیدم و ۱۰سال و ۴ماه و ۱۸روز که به خودم می گم که اگه فقط ۱۵دقیقه زودتر از خواب بیدار می شدم شاید روز پدر لازم نبود که بهشت زهرا باشم!! این اولین باره که از این حس خودم حرف زدم،هیچکس حتی نزدیکترین دوستانم چیزی نمی دانند!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 23:2  توسط مرتضی ناعمه
|
