تبليغاتX
نسل نو

نسل نو

می نویسم برای ثبت در جایی!!

 

1-  نگاهی به دور وبر  خودتان بیندازید و منصفانه قضاوت کنید،چند تا رابطه دوستانه دخترانه می شناسید که طول عمرشان بیشتر از 1سال باشد؟  حالا به روابط دوستانه پسرهای اطرافتان دقیق شوید،شرط  می بندم که دست کم  همه شما پسرهایی را می شناسید که دوستی های بالای 7-8 سال داشته اند.به نظر شما علت این تفاوت  در کجاست؟!

2-معیار های دخترها برای ایجاد دوستی ها  معیارها چندان درستی نیست،دخترها می توانند در  چند دقیقه رابطه دوستانه جدید ایجاد کنند  فقط کافیست که در یک آرایشگاه  یا در یک مرکز خرید برخوردی کوچک با هم داشته باشند،از فردای همان روز  طرف مقابل به عنوان بهترین دوست دوران زندگی آنها به همه معرفی می شود ،البته حق هم دارند چون  همین چند روز قبل با دوست دیگرشان بر سر موضوعی بی ارزش  مثلا  انتخاب محل کافی شاپ به مشکل خورده اند .دوستی  های دخترها پر از حسادت های  سطحی است، از حسادت به  مارک عطر و مدل ماشین و مارک لباس تا مسافرتی که رفیقشان رفته است،پسرها همیشه آرزو دارند تا دوستشان  از سفر لذت ببرد اما در میان دخترها موضوع کاملا برعکس است.

3-برای شما امکان زیادی وجود ندارد که بتوانید دوستی بین پسرها را از بین ببرید،انقدر ریشه این دوستی ها قوی است که نمی توان با چند نقل قول آنها را از بین برد،از طرف دیگر فقط کافیست بین این گنگ های دوستی دخترانه  دو جمله نقل کنید ،بدون اینکه از هم سئوال کنند که  اصلا داستان چقدر  صحت دارد آنچنان به گیس و گیس کشی مشغول می شوند که  رفاقتهایشان از بین می رود.

4-کافیست که یک روز صبح احساس کنید که حال خوبی ندارید،اینکه مشکل روحی باشد یا جسمی اهمیتی ندارد،مساله اینجاست  که شما به عنوان یک پسر می توانید به دوستان خود خبر بدهید ،در کمترین زمان ممکن  هر کدام از دوستانتان که بخواهید  خودشان را به شما می رسانند،اما اگر دختر باشید که کلاهتان پس معرکه است،دوست اول نوبت آرایشگاه دارد،دومی باید به یک قرار ملاقات برسد،نفر سوم  حتما باید در کلاس شیوه توربافی شرکت کند و خب دوست چهارمی هم که ندارید.

5-برای ذکر  میزان  ضعف رفاقتهای دخترانه معیار های فراوانی وجود دارد،مسلما دخترها به خاطر حس حسادت،غرور ،خود بزرگ بینی و هزاران مسئله دیگر نمی توانند  روی رفاقتهای زمان دار حساب خاصی باز کنند.حالا با دقت به اطرافتان نگاه کنید کدامیک از اطرافیانتان دوستتان هستند خانم محترم.

پی نوشت:این هفته چلچراغ پرونده اتهامات دخترانه داشت،این یادداشت برای  پرونده چلچراغ بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 12:51  توسط مرتضی ناعمه  | 

حالم به هم می خورد از اداهای فوتبال ایرانی.از شعار بازی جوانمردانه که اینقدر لوث شده که حالم از شنیدنش هم بهم می خورد.از فوتبالی که مدیرانش تحمل کوچکترین انتقادی را هم ندارند و فزتبالی که همه به دنبال بقا به هر راه ممکن هستند.

۱-دوستی تعریف می کرد که سال گذشته فرهاد کاظمی که به ریاکاریها و صد البته کثافت کاریهایش در فوتبال ایران عادت کرده ایم قبل از بازی دور برگشت گل گهر سیرجان با نیروی زمینی با او تماس می گیرد از قول خودش و هدایتی مالک استیل آذین از بازیکنان سیرجانی می خواهد جلوی نیروی زمینی که آن روزها رقیب تیم کاظمی بود کمی سفتتر از حد معمول بازی کنند  تا پاداشی دندانگیر نصیبشان شود.عزیزان هم همینکار را می کنند اما پول پیچانده می شود.در پیگیریهای فراوان  این جمله از دایی فرهاد نقل می شود:(پروین مادر... پولا رو پیچوند).این نمونه کوچکی از کثافتکاریهای رایج در فوتبال ایران است.

۲-مدیر عامل یک باشگاه متمول لیگ برتری که در دسته های پایین تر هم  تیم دارد٬چند روز در همه گفت و گوهایش عملکرد فدراسیون فوتبال را زیر سوال برد٬اما یک نامه با مهر محرمانه به ایشان می رسد که مضمونش می شود  زبان سرخ  سر سبز میدهد بر باد٬حالا آقای مدیر با همه جا مصاحبه کرده که من منظورم این بود که  همه ما با هم در افتخارات و ضعفها شریکیم و روزنامه ها مقصر بودند و این اراجیف.لامصب ها به خاطر یک صندلی تن به چه ذلتی که نمی دهند

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 17:52  توسط مرتضی ناعمه  |